حسن حسن زاده آملى

44

هزار و يك كلمه (فارسى)

كتاب اللّه . ( مجلس 27 ، غرر و درر ، علم الهدى سيّد مرتضى ) . مأدبه به فتح دال و ضمّ آن مهمانى است . اين مأدبه ، قرآن كريم است كه سفره الهى است . هيچكس از كنار اين سفره با دست خالى و تهى برنمىخيزد . و نيز مأدبه به فتح دال ، ادب است و ادب نگاهداشت حدّ هر چيز و راست و درست ايستاندن آن است ؛ يعنى قرآن ادب و دستور الهى است ، از آن ادب فرا بگيريد و حدّ انسانى خودتان را حفظ كنيد و نگاهداريد ، و بدين دستور خودتان را راست و درست ببار بياوريد و به فعليّت برسانيد ؛ چنان كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « أدّبنى ربّى فأحسن تأديبى » ( جامع صغير ، سيوطى ) ، و نيز فرمود : « أدّبنى ربّى بمكارم الأخلاق » ( باب 49 ، ارشاد القلوب ديلمى ) ، و در باب ادب ، عمده ادب مع اللّه است . به عنوان تبصره عرض مىشود كه چند لحظه پيش از اين ، امام امير المؤمنين على عليه السّلام را به « وصىّ » وصف كرده‌ام . اكنون محض آگاهى عرض مىشود كه امام على عليه السّلام در صدر اسلام به وصىّ معروف و معهود بود ، جز اين كه بنى اميّة اتفاق كرده بودند كه همه آثار امام على عليه السّلام را محو كنند حتّى لقب وصى را ، حتّى جهر به بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * را كه در نمازهاى جهريّه شبانه روزى واجب ، و در اخفائيه آن مستحب است . اين نه قول من است كه قول فخر رازى در تفسير كبيرش است كه در تفسير سوره فاتحه آن در مسئله فقهى جهر به بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * گويد : « . . . فلمّا وصلت الدولة إلى بنى اميّة بالغوا في المنع من الجهر سعيا في إبطال آثار على عليه السّلام . . . » ( ج 1 ، چاپ استامبول ، ص 160 ) . به موضوع بحث برگرديم : اين سفره بيكران نعمتهاى الهى - قرآن كريم - براى انسان گسترده شده است ؛ نفس ناطقه انسانى چه زن و چه مرد را قابليّت براى رسيدن به حقايق قرآنى است ، بسم اللّه از تو حركت و از خدا بركت ، مرد و زن ندارد ، به سروده شيوا و رساى عمّان سامانى : همّتى بايد قدم در راه زن * صاحب آن خواه مرد و خواه زن غيرتى بايد به مقصد ره نورد * خانه‌پرداز جهان چه زن چه مرد شرط راه آمد نمودن قطع راه * بر سر رهرو چه معجر چه كلاه در اين مقام دو نكته يكى از استادم علّامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان ، و